كريمي مشاور بيمه

مشاور شركت بيمه پارسيان

كمال الدين اسماعيل اصفهاني

۴۱ بازديد ۰ نظر

هر كو بشناخت مستي و پستي را

بفروخت به يك جرعۀ مي هستي را

مانندۀ نرگس آنكه صاحب نظر است

بر ديدۀ خود جاي كند مستي را


لوئيس سرنودا

۳۵ بازديد ۰ نظر

دليل وجود مني تو

اگر نشناسمت

زندگي نكرده ام

و اگر بميرم بي شناختنت

نمي ميرم

چرا كه نزيسته ام.


وحيد عمراني

۴۰ بازديد ۰ نظر

ظلمات؛

اين داستان كوتاه الكن

اقتباسي است

از رمان بلند گيسويت

و روشنايي؛

طرحي خام

از شعر سپيد رويت.


عليرضا روشن

۳۸ بازديد ۰ نظر

شتر اول قافله

همان جا مي رود

كه شتر آخر قافله

از آدم

تا خاتم

تا من.


رضا كاظمي

۳۵ بازديد ۰ نظر

به مرگ مي ماند عشق

ناغافل و برق آسا

هر وقت دلش بخواهد مي آيد.


واقف صمد اوغلو

۳۸ بازديد ۰ نظر

بر مزارم

نه سنگ بگذار نه مجسمه

جفتي كفش بگذار

تا برهنه اي بپوشد و برود.


شهاب حسن وند

۴۰ بازديد ۰ نظر

چهارراه ها

مملو از كودكاني است

كه شيشه هاي ماشين ها

لنگ هايشان را پاك مي كنند.


پرويز بيگي حبيب آبادي

۳۶ بازديد ۰ نظر

قطار؛

محكوم به ريل است.


جليل صفربيگي

۳۹ بازديد ۰ نظر

شايد بتوان راه بيانش را بست

يا اينكه رگ خون روانش را بست

زخمي كه روايتگر دردي باشد

با چسب نمي توان دهانش را بست


زهرا بسي‌خاسته

۳۹ بازديد ۰ نظر

مي‌سوخت قلب خورشيد

آنگاه كه ماه

نور عاريه اش را

به شاعري مي‌فروخت

به صد منت و ناز.