كريمي مشاور بيمه

مشاور شركت بيمه پارسيان

سيروس نيرو

۳۵ بازديد ۰ نظر

دزد از بامي به بامي مي گريخت

تير گشتي

لامپ را

در شب كوچه شكست

دزد با خود گفت:

پس خدايي هست.


فائز دشتي

۳۴ بازديد ۰ نظر

خداوندا دلم از دين بري شد

اسير دام زلف آن پري شد

پري ديد و پريشان گشت فايز

پري را هر كه ديد از دين بري شد


صفورا يال وردي

۳۳ بازديد ۰ نظر

شب سرديست دلم ديدهٔ تر مي خواهد

دل ِ آشفته من از تو خبر مي خواهد

 

قهوه و شعر و خيال تو و اين باد خنك

باز لبخند بزن قهوه شكر مي خواهد

 

امشب آبستنم از تو غزلي شورانگيز

باخبر باش كه اين طفل پدر مي خواهد

 

غارتم كرده اي و خنده كنان مي گويي

صيد دل از كف يك سنگ هنر مي خواهد

 

ترس در جام دلم ريخت، در اين راه اگر

يادم آمد سفر عشق جگر مي خواهد


تسودا كي يو كو

۳۳ بازديد ۰ نظر

گرد يك درياچه
سپيده دم را انتظار مي كشند
هم شكارچي و هم مرغابي.


جليل صفربيگي

۳۳ بازديد ۰ نظر

بد جور به هم ريخته و ترسيده

مادر كه دوباره خواب شومي ديده

از بهت و سكوت پدرم مي ترسم

ما گاو نداريم ولي زاييده


خليل الله خليلي

۳۴ بازديد ۰ نظر

تا بر لب من آه شرر باري هست

بر ساز شكستهٔ دلم تاري هست

درهاي اميد را اگر بربستند

تا مرگ بود رخنهٔ ديواري هست


بيژن جلالي

۳۳ بازديد ۰ نظر

كلمات را دود

يا آتش مي خواهم

و آنها را به باد مي سپارم

و سپس در عشق آنها

مي گريم.


محمد سوري

۳۴ بازديد ۰ نظر

براي ماهي

زندگي مثل آب خوردن است.


اليسا واحدي

۳۲ بازديد ۰ نظر

چشمانم به شيوۀ باران

چشمانت به شيوۀ زمين

چقدر اين عاشقانه مي چسبد.


عباس كيارستمي

۳۴ بازديد ۰ نظر

همراه با باد

يك برگ پاييزي

از باختران

تا خاوران.