داستان كوتاه آموزنده

مشاور شركت بيمه پارسيان

داستان كوتاه آموزنده

۳۵ بازديد ۰ نظر

در روزگاري نه چندان دور يك هيات از گرجستان براي ملاقات با استالين به مسكو آمده بودند. پس از جلسه استالين متوجه شد كه پيپش گم شده است و به همين خاطر از رييس كا.گ.ب خواست تا ببيند آيا كسي از هيات گرجستاني پيپ او را برداشته است يا نه؟ پس از چند ساعت استالين پيپش را در كشوي ميزش پيدا كرد و از رييس كا.گ.ب خواست كه هيات گرجي را آزاد كند. اما رييس كا.گ.ب گفت: متاسفم رفيق، تقريبا نصف هيات اقرار كرده اند كه پيپ را برداشته اند و تعدادي هم موقع بازجويي مرده اند.

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.