شعر فقر/ابوالقاسم كريمي
مشاور شركت بيمه پارسيان
فهرست
شعر فقر/ابوالقاسم كريمي
ابوالقاسم كريمي
چهارشنبه ۰۷ اسفند ۹۸ | ۱۲:۵۱
۳۴ بازديد
۰ نظر
برگ خُشكي ولگردم
در پنجه ي نسيمي سرد
نسيم سردي كه
از سمت خانه ي زني هرزه مي آيد
زن هرزه اي كه هرشب
تن برهنه اش را
به فقر مي فروشد
و بازي كهنه ي زندگي را
با مرگ غمناك خويش ، به پايان مي سپارد
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد
شنبه ۰۹ اسفند ۰۴
آرشيو
بهمن ۱۳۹۸
(۵)
اسفند ۱۳۹۸
(۴,۰۲۷)
برچسب ها
داستان آموزنده
داستان كوتاه
آموزنده
كوتاه
داستان
پيوندها
روزانه سبك زندگي نو
دانلود روزانه
ورزش و سرگرمي
تفريحي سرگرمي بانوان
تازه ترين مطالب
داستان كوتاه آموزنده
داستان كوتاه آموزنده71
داستان كوتاه آموزنده70
داستان كوتاه آموزنده
داستان كوتاه آموزنده61
داستان كوتاه آموزنده60
خلاصه آمار
مجموع نمایش
۱۱۰,۰۷۴
مجموع بازدید
۲۰,۲۷۵
بازدید امروز
۳,۹۸۹
بازدید دیروز
۲۲
مجموع مطالب
۴,۰۳۱
مجموع نظرات
۶
افراد آنلاین
۱