نه تو ماني و نه اندوه و نه هيچ
يك از مردم اين آبادي
به حباب نگران لب يك رود قسم، و
به كوتاهي آن لحظه شادي كه گذشت
غصه هم ميگذرد
آنچناني كه فقط خاطره اي خواهد
ماند
لحظه ها عريانند
به تن لحظه خود، جامه اندوه
مپوشان هرگز
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد
داستان كوتاه آموزنده
داستان كوتاه آموزنده71
داستان كوتاه آموزنده61