كي كوه جوابي به دلم داد به جز سنگ؟
برده است مرا هر كسي از ياد به جز سنگ
يك عمر نشستم كه بيفتد مگر آن سيب
از كوه غرورت مگر افتاد به جز سنگ؟
تقدير چه مي شد كه خطي خوش بنويسد
در دفتر پيشاني فرهاد به جز سنگ؟
يك عمر به در گفتم و ديوار نفهميد
يك واژه بگو خانه ات آباد به جز سنگ!
بر بستر اين رود گل آلود نشد، آه!
پيدا كند اين ماهي آزاد به جز سنگ
داستان كوتاه آموزنده
داستان كوتاه آموزنده71
داستان كوتاه آموزنده61