تسبيح

مشاور شركت بيمه پارسيان

تسبيح

۷۵ بازديد ۰ نظر

من كه تسبيح نبودم تو مرا چرخاندي

مشت بر مهره تنهايي من پيچاندي


مهر دستان تو دنبال دعايي مي گشت

بارها دور زدي ذهن مرا گرداندي


ذكرها گفتي و بر گفته خود خنديدي

از همين نغمه تاريك مرا ترساندي


بر لبت نام خدا بود، خدا شاهد ماست

بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندي


دست ويرانگر تو عادت چرخيدن داشت

عادتت را به غلط چرخه ايمان خواندي


قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود

تو ولي گشتي و اين گمشده را لرزاندي


جمع كن رشته ايمان دلم پاره شده است

من كه تسبيح نبودم، تو مرا چرخاندي ...


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد