غزل عاشقانه

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل عاشقانه

۷۸ بازديد ۰ نظر

دلم براي سرودن، بهانه كم دارد

و دفترم غزل عاشقانه كم دارد


قبول كن! دل مجنون من! كه ديوانم،

هنوز هم دو سه دفتر ترانه كم دارد


تمام تازه به دوران رسيده ها گفتند :

كه باغ يخ زده من جوانه كم دارد


ولي چگونه بخوانم به گوش اين گنجشك

حياط ما، نه درخت و نه لانه كم دارد ؟!؟


و با چه لهجه بگويم به اين همه كركس

درخت خانه ما آشيانه كم دارد ؟!؟


اگرچه دست عجولم هنوز هم خالي است

هزار تخته اگرچه زمانه كم دارد ...


بيا بيا !!! برسانم به آن حقيقت خيس

كه عشق حادثه اي جاودانه كم دارد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد