دلم براي سرودن، بهانه كم دارد
و دفترم غزل عاشقانه كم دارد
قبول كن! دل مجنون من! كه ديوانم،
هنوز هم دو سه دفتر ترانه كم دارد
تمام تازه به دوران رسيده ها گفتند :
كه باغ يخ زده من جوانه كم دارد
ولي چگونه بخوانم به گوش اين گنجشك
حياط ما، نه درخت و نه لانه كم دارد ؟!؟
و با چه لهجه بگويم به اين همه كركس
درخت خانه ما آشيانه كم دارد ؟!؟
اگرچه دست عجولم هنوز هم خالي است
هزار تخته اگرچه زمانه كم دارد ...
بيا بيا !!! برسانم به آن حقيقت خيس
كه عشق حادثه اي جاودانه كم دارد
داستان كوتاه آموزنده
داستان كوتاه آموزنده71
داستان كوتاه آموزنده61