بهانه

مشاور شركت بيمه پارسيان

بهانه

۷۷ بازديد ۰ نظر

از باغ مي برند چراغاني ات كنند

تا كاج جشن هاي زمستاني ات كنند


پوشانده اند «صبح» تو را «ابرهاي تار»

تنها به اين بهانه كه باراني ات كنند


يوسف! به اين رها شدن از چاه دل مبند

اين بار مي برند كه زنداني ات كنند


اي گل گمان مكن به شب جشن مي روي

شايد به خاك مرده اي ارزاني ات كنند


يك نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست

از نقطه اي بترس كه شيطاني ات كنند


آب طلب نكرده هميشه مراد نيست

گاهي بهانه اي است كه قرباني ات كنند



... فاضل نظري ...
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد