پيوند

مشاور شركت بيمه پارسيان

پيوند

۸۷ بازديد ۰ نظر

تو هماني كه دلم لك زده لبخندش را

او كه هرگز نتوان يافت همانندش را

 

منم آن شاعر دلخون كه فقط خرج تو كرد

غزل و عاطفه و ... روح هنرمندش را

 

از رقيبان كمين كرده عقب مي ماند

هر كه تبليغ كند خوبي دلبندش را

 

مثل آن خواب، بعيد است ببيند ديگر

هر كه تعريف كند خواب خوشايندش را

 

مادرم بعد تو هي حال مرا مي پرسد

مادرم تاب ندارد، غم فرزندش را

 

عشق با اينكه مرا تجزيه كرده است به تو

به تو اصرار نكرده است فرايندش را

 

قلب من موقع اهدا به تو ايراد نداشت

مشكل از توست، اگر پس زده پيوندش را

 

حفظ كن اين غزلم را كه به زودي شايد

بفرستند رفيقان به تو اين بندش را :

 

منم آن شيخ سيه روز كه در آخر عمر

لاي موهاي تو گم كرد خداوندش را

 

...  كاظم بهمني  ...


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد