تو آن بتي كه پرستيدنت خطايي نيست
وگر خطاست!مرا از خطا ابايي نيست
وگر خطاست!مرا از خطا ابايي نيست
بيا كه در شب گرداب زلف مواجت
به غير گوشه ي چشم تو ناخدايي نيست
درون خاك دلم مي تپد،هنوز اينجا
به جز صداي قدم هاي تو صدايي نيست
نه حرف عقل بزن با كسي نه لاف جنون
كه هركجا خبري هست ادعايي نيست
دليل عشق فراموش كردن دنياست
وگرنه بين من و دوست ماجرايي نيست
سفر به مقصد سردرگمي رسيد،چه خوب!
كه در ادامه ي اين راه رد پايي نيست
#فاضل_نظري
داستان كوتاه آموزنده
داستان كوتاه آموزنده71
داستان كوتاه آموزنده61