كريمي مشاور بيمه

مشاور شركت بيمه پارسيان

پدر

۷۸ بازديد ۰ نظر
به سلامتي اون پدري كه هنگام تراشيدن موي كودك مبتلا به سرطانش گريه ي فرزندش رو ديد و… .ماشين رو داد به دست فرزندش در حالي كه چشمانش پر از گريه بود گفت : حالا تو موهاي منو بتراش !

به سلامتي پدري كه نمي توانم را
در چشمانش زياد ديديم
ولي از زبانش هرگز نشنيدم …!!!

 

 


به سلامتي پدري كه طعم پدر داشتن رو نچشيد ،اما واسه خيلي ها پدري كرد
  به سلامتي پدري كه لباس خاكي و كثيف ميپوشه ميره كارگري براي سير كردن شكم بچه اش ، اما بچه اش خجالت ميكشه به دوستاش بگه اين پدرمه !
*******************
سلامتي اون پدري كه شادي شو با زن و بچش تقسيم ميكنه اما غصه شو با سيگار و دود سيگارش . . .
********************
به سلامتي پدري كه كفِ تموم شهرو جارو ميزنه كه زن و بچش كف خونه كسي رو جارو نزنن..
*******************
پدر و پسر داشتن صحبت ميكردن!!
پدر دستشو ميندازه دوره گردنه پسرش ميگه پسرم من شيرم يا تو؟
پسر ميگه : من..!!
… … …  
پدر دستشو گذاشت رو شونه پسرش و پرسيد من قويترم يا تو پسر گفت :من قويترم پدر رنجيد و چند قدم از پسر دور شد باز رو ب پسر كرد گفت من قوي ترم يا تو پسر گفت :شما قويتري پدر برگشت و كنار پسر ايستاد گفت چرا بار اول گفتي من ؟ پسر گفت وقتي دستت رو شونم بود احساس كردم يه كوه پشتمه  
****************
پدرم ،تنها كسي است كه باعث ميشه بدون شك بفهمم فرشته هاهم ميتوانند مرد باشند !  
****************
خورشيد هر روز ديرتر از پدرم بيدار مي شود اما زودتر از او به خانه بر مي گردد     به سلامتي هرچي پدره . . .
به ياد تمام پدرها و مادرهاي عزيزمان كه چشمشون به ديدن دوباره ما هاست
.به ياد تمام انها چه انهايي كه هنوز بين ما هستند و ما قدرشان را نمي دانيم و  چه اونهايي كه ما از دستشان داده ايم و جايشان بين ما خالي ست .    (صلوات و فاتحه)

اس ام اس تيكه دار

۷۰ بازديد ۰ نظر

.

.

ببچاره من!!
به قلاب صيد ماهيگيري افتادم كه فقط براي “تفريح” ماهي ميگرفت..،!

.

.

.

آهاي تويي كه ادعا ميكني از من بهتري و ميگي همه دنبال منن . . .
بذار روشنت كنم؛ جنس ارزون زياد مشتري داره..،!!

.

.

.

تك پرم رفت.. بگذار ديگري پرپرش كند..،!

.

.

.
ولش كردم ورفتم !!
نه اينكه دوستش نداشتم..نه !!ازنخودي بودن متنفرم..،!

.

.

.

تو رو با آخرين سيگاري كه به يادت كشيدم

به ته كفشم سپردم ..،

.

.

.

آفت گرفته است خرمني كه ٫ هر روز سرش " وعده " ميدادي ...

.

.

.

اي درخت  از قانون جنگل ها نترس ٬ ريشه تا در خاك مي ماند تبر بيهوده است ..

.

.

.

گفتم اي جنگل پير تازگي ها چه خبر ؟؟؟

پوزخندي زد و گفت : هيچ ٬ كابوس تبر ...

.

.

.

خيلي سخته دلت گير كنه به قلاب ماهيگيري كه دلش ماهي نميخواهد و فقط ..

براي تفريح اومده ماهيگيري ...

.

.

.

در دنياي ما شغال ها و كفتار ها توبه كردند ٬

لاشخورها ٬ اجساد خاكسپاري ميكنند و اما ؟؟؟؟

امان از آهوهاي تازه به دوران رسيده ...

.

.

.

بعضيا هستن پاي برهنه ميان تو زندگي ادم . . .

بعد . . .

وقتي كه دارن ميرن لباس مارك دار تنشونه. . ،!

.

.

.

من با بعضيا خيلي تفاهم دارم ، مثلا حالمون از همديگه بهم ميخوره !

.

.

.

اين منم كه به يادم اجازه نميدهم حتي از نزديكي ذهن تو عبور كند ، صحبت از فراموشي نيست ، صحبت از لياقت است !

.

.

.

آدم سخت گيري نيستم اما آدم سخت گير مياد !

.

.

.

پشته سر بعضيا نبايد با كاسه آب بريزي ، بايد “سيفون” رو بكشي !

.

.

.

حوايت ميشدم اگر سيب سرخي داشتي ، ولي حيف كه آدم نيستي !

.

.

.

به شادي مردم اعتماد مكن برف ؛ تا مي باري نعمتي ، چون بنشيني به لعنتشان دچاري !

.

.

.

مهم اين نيست كه رفتي ، مهم اينه كه ديگه برنگردي

.

.

.

اتوبان ۸بانده ترددش از دله يه سري پسرا/دخترا كمتره

.

.

.

يادتون باشه “فقط” تا يه جايي صبور ديده ميشين
و از اونجا به بعد ، احمق !

.

.

.

دوره اي شده كه اگه كسي اشتباه كرد بايد بگي : من معذرت ميخوام كه شما اشتباه كردي

.

.

 

بعضي ها به ما نميخوردن !
ما جا خالي داديم خوردن به شما
!
مباركتون باشه !

.

.

.

كلا تجربه ثابت كرده اهميت دادن به آدمي كه سطحش از خودت پايين تره منجر به رم كردن و در بعضي اوقات هاري حاد ميشه
گاز نگير عزيزم ، بي زحمت چخــه !!!

.

.

.

ديگه از “ميم” مالكيت استفاده نميكنم !
شب بخير قشنگش

.

.

.

آهاااااي غريبه :
از اون ديوار ترك خورده و كوتاه رفاقت فاصله بگير ، بارها به روي من ريخته است !

به ندرت پيدا ميشن آدمايي كه بهشون محبت كني و بعدش پشيمون نشي !!!

.

.

.

هرچيزي تاواني دارد :
تاوان خيانت ، عاشق يه خائن شدنه !

.

.

.

ما كه رفتيم ولي به اوني كه پيششي بگو “عاشقتم” تيكه كلامته

 

 

گرگها اين روزها ديگر  شكار نميروند ٬

بلكه دل به ني چوپان سپرده اند و گريه ميكنند ....

 

كوچكتر كه بوديم دربازي گرگم به هوا ازگرگ شدن ميترسيديم..
بزرگتر كه شديم در تمام بازي ها گرگيم بي آنكه از خود بترسيم

 

مراقب باشيد به جاي”فرشته”گرگ را در آغوش نكشيــــد …!
اينجا دنياي مجازيســ ــت!
- 

 

ما تو گله گرگها ، هنوز مرام سگيمونو داريم ..،!

 

اعصاب سگي اين روزاي من،
نتيجه ي گربه صفتي
بعضي هاست..

.

.

.

كشك..!
عشق هاي امروزي راچشيده اي دلبندم؟؟

طعم كشك ميدهند!!
عشق هاي امروزي سراپا ادعايند،گل من
!!
فرهادهم اگربود،بجاي كندن بيستون، مخ ميزداحتمالا
!!
شيرين هم ديگرشيرين نبود!!ديگر صداي تيشه نمي پيچيددرشهر
..!
احتمابوق اشغال تلفن همراهش گوش راكر ميكرد
!!!
طفلك عشق

چقدر زجرميكشد ازاين شيرين و فرهادهاي قلابي!..،

http://www.4sms4.blogfa.com/post/3


ارميا

۷۰ بازديد ۰ نظر
http://upload7.ir/images/98920079141971951922.jpg

اقا ارميا در حال بازي

 

غزاله كوثر سارا

سارا خانم

غزاله

كوثر


مرحوم باقر و اقا پارسا پسر ده روزه اش

۷۷ بازديد ۰ نظر

 

پارسا


چه شد اي پنجره شوق چرا بسته شدي

۷۷ بازديد ۰ نظر
لب اب روان و سايه بيد

نشسته خواهرانت دل به اميد

به اميدي برادر را ببينند

دمي اهسته پهلويش نشينند

  سفر مشكل فراق يار مشكل

به ناچاري دمي اين بار بر دل

زكو افزون بود اين داغ فراقش

عجب دانم اين بار بر دل

زبان حال پدر مادر

خداوندا گلي دادي امانت

اول دادي دوم بردي از چه بابت

اول دادي مرا دل شاد كردي

دوم بردي كه سوزان تا قيامت

بسي ناليد غروب امد به ياد باقر جان عزيز

رود جانم

غريبي رو چطور طاقت بيارم

چطوري سر بلند كنم بگردم

تو بيني افتخار و اعتبارم

 


شعر رفتن باقر جان

۷۷ بازديد ۰ نظر

انكه بايد سوزدو سازد منم

مزارم راگل افشان كن تو اي خواهر كه من مردم

دگر پيشت نمي ايم تو را از ياد من بردم

حلالم كن تو اي خواهر حلالم كن برادر جان

به خواهر گو ببندد حجله عيشي براي من

جواب  خواهر

حجله ات از گل ببندم يا بگوييم رود و رود                 

                                                         سدر و يا كافور بيارم يا بگوييم رودو رود          

   اين جوان من خرامان ميرود 

                                                          تازه داماد از تنش جان ميرود

باقر من روح و ريحان من است

                                                           او عزيزو جان و جانان من است


باقر جان

۷۹ بازديد ۰ نظر
باقر سلطاني نژاد كرماني

باقر جان سلام

چهار روزه جات خالي شده ميخوام باهات حرف بزنم نيستي

پارسا داره گريه ميكنه اونم نبودت رو حس كرد ميخواد باهاش بازي كني

بخندونيش بهش بگي سلام پسرم بلند شو پسرم بسه چقدر ميخوابي

باقر جان پارسا شش روزش بود تنها شد بزرگ شد ازم پرسيد دايي بابام

 كجاست چي جوابش روبدم؟


چرا

۷۰ بازديد ۰ نظر

دختركي پشت يك هزارتوماني نوشته بود:

پدر معتادم بخاطر همين پولي كه دست توست يك شب مرا به دست صاحبخانيمان سپرد

خدايا چند ميگيري شب اول قبر قبل از اينكه تو از من سوال كني بگذاري من از توبپرسم كه

 چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  


دل بستن

۷۱ بازديد ۰ نظر

در جهان عاشق شدن يادم نبود

دوستي با هيچكس كارم نبود

بعد عمري با يكي يكتا شدم

فكر كردم صاحب دنيا شدم

ولي افسوس نامرد بود تنها شدم


همديگر را كامل كنيم نه ناپديد

۷۷ بازديد ۰ نظر

همسفر!

در اين راه طولاني كه ما بي خبريم وچوپان باد مي گذرد بگذار خرده اختلاف هايمان با هم باقي بماند خواهش مي كنم!مخواه كه يكي شويم،مطلقا مخواه كه هرچه تو دوست داري،من همان را،به همان شدت دوست داشته باشم  وهرچه من دوست دارم ،به همان گونه كه مورد دوست داشتن تو نيز باشد. نخواه كه هردو يك اهنگ رابپسنديم/يك ساز را يك كتاب را يك طعم را يك رنگ را و يك ششيوه نگاه كردن را . نخواه كه انتخابهايمان را يكي باشد سليقه مان يكي روياهايمان يكي .

همسفر بودن وهم هدف بودن ابدا به معني شبيه بودن نيست وشبيه دال بر كمال نيست بلكه دليل توقف است

عزيز من : دونفر كه عاشقند و عشق انها را به وحدت عاطفي رسانده است ،واجب نيست كه هردو صداي كبك درخت نارون حجاب برفي قله علم كوه رنگ سرخ و بشقاب سفالي را دوست داشته باشند.اگر اينجور باشه بايد بگي يا عشق زائد و يا معشوق و يكي بودن كافيست .

عشق،از خودخواهي ها و خودپسندي ها گذشتن است اما،اين حرف به معني تبديل شدن به ديگري نيست ....  من از عشق زميني حرف ميزنم كه ارزش اون در حضور است نه در محو و نابود شدن يكي در ديگري .

عزيزم! اگه زاويه ديدمون نسبت به يك مسئله يكي نيست بگذار نباشد ، بگذار در عين وحدت مستقل باشيم ،بخواه كه در عين يكي بودن يكي نباشيم .بخواه كه همديگر را كامل كنيم نه ناپديد بگذار صبورانه در باب هر چيز كه اختلاف ماست بحث كنيم ،اما نخواهيم كه بحثمون مارو به نقطه مطلقا واحدي برساند بحث بايد مارا به ادراك متقابل برساند نه فناي متقابل .

اينجا رابطه عارف با خداي عارف درميان نيست ،سخن از ذره ذره واقعيتها و حقيقتهاي زندگي است.

بيا بحث كنيم

بيا كلنجار بريم

بيا معلوماتمون را تاخت بزنيم ، اما

 نخواهيم كه سرانجام غلبه كنيم

بيا اختلافهاي اساسي و اصولي زندگي را تا انجا كه حس ميكنيم  تا اونجا كه ميدونيم ،‌دوگانگي،شوروحالوزندگي ميبخشه نه افسردگي و پژمردگي و مرگ حفظ كنيم .

من و تو حق داريم در برابر هم قد علم كنيم وحق داريم بعضي نظرات هم را نپذيريم  بي انكگه قصد تحقير هم را داشته باشيم .