تو مرا ياد كني يا نكني
باورت گر بشود، گر نشود
حرفي نيست؛
اما…
نفسم مي گيرد در هوايي كه نفس هاي تو نيست!
تو مرا ياد كني يا نكني
باورت گر بشود، گر نشود
حرفي نيست؛
اما…
نفسم مي گيرد در هوايي كه نفس هاي تو نيست!
احمد شاملو
بي قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بي تاب شدن عادت كم حوصله هاست
مثل عكس رخ مهتاب كه افتاده در آب
در دلم هستي وبين من وتو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقي دارد
بال وقتي قفس پر زدن چلچله هاست
بي تو هر لحظه مرا بيم فرو ريختن است
مثل شهري كه به روي گسل زلزله هاست
باز مي پرسمت از مسئله دوري و عشق
وسكوت تو جواب همه مسئله هاست
مرا ميبيني و هر دم زيادت ميكني دردم
تو را ميبينم و ميلم زيادت ميشود هر دم
به سامانم نميپرسي نميدانم چه سر داري
به درمانم نميكوشي نميداني مگر دردم
نه راه است اين كه بگذاري مرا بر خاك و بگريزي
گذاري آر و بازم پرس تا خاك رهت گردم
ندارم دستت از دامن به جز در خاك و آن دم هم
كه برخاكم روان گردي بگيرد دامنت گردم
فرو رفت از غم عشقت دمم دم ميدهي تا كي
دمار از من برآوردي نميگويي برآوردم
شبي دل را به تاريكي ز زلفت باز ميجستم
رخت ميديدم و جامي هلالي باز ميخوردم
كشيدم در برت ناگاه و شد در تاب گيسويت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا كردم
تو خوش ميباش با حافظ برو گو خصم جان ميده
چو گرمي از تو ميبينم چه باك از خصم دم سردم
يك لحظه و يك ساعت دست از تو نميدارم زيرا كه تويي كارم زيرا كه تويي بارم
از قند تو مي نوشم با پند تو مي كوشم من صيد جگرخسته تو شير جگرخوارم
جان من و جان تو گويي كه يكي بودهست سوگند بدين يك جان كز غير تو بيزارم
از باغ جمال تو يك بند گياهم من وز خلعت وصل تو يك پاره كلهوارم
بر گرد تو اين عالم خار سر ديوار است بر بوي گل وصلت خاري است كه مي خارم
چون خار چنين باشد گلزار تو چون باشد اي خورده و اي برده اسرار تو اسرارم
خورشيد بود مه را بر چرخ حريف اي جان دانم كه بنگذاري در مجلس اغيارم
رفتم بر درويشي گفتا كه خدا يارت گويي به دعاي او شد چون تو شهي يارم
ديدم همه عالم را نقش در گرمابه اي برده تو دستارم هم سوي تو دست آرم
هر جنس سوي جنسش زنجير هميدرد من جنس كيم كاين جا در دام گرفتارم
گرد دل من جانا دزديده هميگردي دانم كه چه مي جويي اي دلبر عيارم
در زير قبا جانا شمعي پنهان داري خواهي كه زني آتش در خرمن و انبارم
اي گلشن و گلزارم وي صحت بيمارم اي يوسف ديدارم وي رونق بازارم
تو گرد دلم گردان من گرد درت گردان در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم
در شادي روي تو گر قصه غم گويم گر غم بخورد خونم والله كه سزاوارم
بر ضرب دف حكمت اين خلق هميرقصند بيپرده تو رقصد يك پرده نپندارم
آواز دفت پنهان وين رقص جهان پيدا پنهان بود اين خارش هر جاي كه مي خارم
خامش كنم از غيرت زيرا ز نبات تو ابر شكرافشانم جز قند نميبارم
در آبم و در خاكم در آتش و در بادم اين چار بگرد من اما نه از اين چارم
گه تركم و گه هندو گه رومي و گه زنگي از نقش تو است اي جان اقرارم و انكارم
تبريز دل و جانم با شمس حق است اين جا هر چند به تن اكنون تصديع نميآرم
مولوي
هواي شعري تازه بر سرم زده بود
پنجرۀ اتاقم را باز كردم
بيرون
برف و بوران بيداد مي كرد
مثل هميشه يك جفت پرنده
ازروي شاخه هاي يخ زدۀ درختي در آن روبرو
زل زده بودند به پنجرۀ اتاق من
اين بار من از آنها الهام نگرفتم
مفتون زيبايي نشدم
شعري نسرودم
اين بارفقط
آنها را به يك مشت دانۀ ناقابل
مهمان كردم
از برگ ريزاني در دورترين درخت دشت
به تو اي دوست سلام ، حالت آيا خوب است ؟
آسمان نارنجيست ؟ روزگارت آبيست ؟
ني لبك مي خواند ، برگها ميرقصند ،
باد عاشق شده است !
صبـــــــــحهاي پاييـــــــــــــزيتــــــــون دل انگيــــــــــــــز
نويسنده پست: فروغ
خدا را با عظمت خودش صدا بزن و چشماتو ببند دستتو بذار روي قلبت
اونوقت خدا رو حس مي كني كه داره صدات ميزنه
حالا دلت لرزيد ؟
حالا باور كردي خدا توي دل خودته؟
حالا فقط كافيه با خودت يه سبد تمنا ببري...
تا با يك سبد پر از رحمت بر گردي ...
پس پنجره را باز كن تا خدا را صدا بزني تا بگوئي چقدر دوستش داري
اگر آن قدر كوچكي يا خسته كه دستت به دستگيره پنجره نمي رسد تا بازش كني
آهسته خدا را صدا بزن تا پنجره را باز كند تا بگويد چقدر دوستت دارد...
نويسنده پست: فروغ
من و شما نيز مي توانيم زندگاني خود رابه صورت يكي ازاين افسانه ها در آوريم، به شرط اينكه شهامت داشته باشيم و بدانيم كه قادريم اختيار اتفاقاتي را كه در زندگيمان مي افتد به دست گيريم. « آنتوني رابينز »
نشاط و خوشدلي، اعتماد به نفس شما را تقويت و زندگي را دلپذيرتر مي سازد و باعث مي شود كه اطرافيان شما شادي بيشتري را احساس كنند. خوشدلي به معني خوشخيالي و فرار از مشكلات نيست، بلكه نشانه هوش و ذكاوت شماست. « آنتوني رابينز »
وقتي به دنبال هدف تازه اي مي رويد و با مانعي مواجه مي شويد، به ياد آوريد كه از اين موانع، قبلا هم در زندگيتان بوده است و بر آنها غلبه كرده و موفق شده ايد. « آنتوني رابينز
هميشه به خود اعتماد داشته باشيد. اگر يك بار كاري را با موفقيت انجام داده باشيد، باز هم مي توانيد. « آنتوني رابينز »
زندگي يك هديه است: به ما حق ويژه، فرصت و مسؤوليت ميدهد. بايد به ازاي آن، چيزي بازگردانيم و آن « خود اصلاحشده » ماست. « آنتوني رابنيز »
الهام بخش زندگي من، شرح حال كساني بوده است كه امكانات و استعدادهاي خود را به كار مي گيرند تا به موفقيتها و نتايجي تازه، چه براي خود و چه براي ديگران، دست يابند. « آنتوني رابينز »
برخي از ما بحث را با مشاجره و بوكس بازيهاي لفظي اشتباه مي گيريم، در حاليكه راههاي ظريفانه تر و مؤثرتري براي از بين بردن مقاومتها وجود دارد. « آنتوني رابينز »
در
بسياري از موارد، اگر كاري را به دقت مانند گذشته انجام دهيم، برايمان
راحت تر است. اما آنچه آسانتر است، بيشتر وقتها از همه بدتر است. « آنتوني رابينز »
لزومي ندارد كه افراد به درستي مانند هم باشند تا با هم صميمي شوند، بلكه
بايد به تفاوت ديدگاههاي يكديگر توجه و در عين حال به هم احترام بگذارند.
« آنتوني رابينز »
هر گاه گرفتن تصميم مهمي را دشوار يافتيد، بدانيد كه علتش تنها يك چيز است و آن اينكه تصور روشني از ارزشهاي خود نداريد. « آنتوني رابينز »
اگر توجه مان را به چيزي جلب كنيم كه از آن وحشت داريم، به يقين همان بلائي كه از آن مي ترسيم، بر سرمان مي آيد. « آنتوني رابينز »
محدوديتها فقط در ذهن وجود دارند. پس هر وقت محدوديتي به ذهنتان رسيد، بي درنگ آن را از مغز خود بيرون كنيد. « آنتوني رابينز
به خاطر داشته باشيد كه حواس خود را به هر چه متوجه كنيم همان را به دست مي آوريم. « آنتوني رابينز »
اگر مراقب سلامت خود نباشيد، مشكل است كه بتوانيد از عواطف خود بهره مند شويد. « آنتوني رابينز »
گاهي بايد بياموزيم كه چگونه ارزشهاي ناسازگار را با يكديگر آشتي دهيم. « آنتوني رابينز »
براي هر يك از ما در هر زمان، امكاناتي موجود است تا زندگي خود را بهتر سازيم. « آنتوني رابينز »
در زمانهاي تصميم گيري است كه سرنوشت ما رقم زده مي شود. « آنتوني رابينز »
مسئوليت قبول كن، بگذار هرچه ميخواهد پيش بيايد. « آنتوني رابينز »
پرسشهاي ما، افكار ما را مي سازند. « آنتوني رابينز »
من و شما نيز مي توانيم زندگاني خود رابه صورت يكي ازاين افسانه ها در آوريم، به شرط اينكه شهامت داشته باشيم و بدانيم كه قادريم اختيار اتفاقاتي را كه در زندگيمان مي افتد به دست گيريم. « آنتوني رابينز »
نشاط و خوشدلي، اعتماد به نفس شما را تقويت و زندگي را دلپذيرتر مي سازد و باعث مي شود كه اطرافيان شما شادي بيشتري را احساس كنند. خوشدلي به معني خوشخيالي و فرار از مشكلات نيست، بلكه نشانه هوش و ذكاوت شماست. « آنتوني رابينز »
وقتي به دنبال هدف تازه اي مي رويد و با مانعي مواجه مي شويد، به ياد آوريد كه از اين موانع، قبلا هم در زندگيتان بوده است و بر آنها غلبه كرده و موفق شده ايد. « آنتوني رابينز
هميشه به خود اعتماد داشته باشيد. اگر يك بار كاري را با موفقيت انجام داده باشيد، باز هم مي توانيد. « آنتوني رابينز »
زندگي يك هديه است: به ما حق ويژه، فرصت و مسؤوليت ميدهد. بايد به ازاي آن، چيزي بازگردانيم و آن « خود اصلاحشده » ماست. « آنتوني رابنيز »
الهام بخش زندگي من، شرح حال كساني بوده است كه امكانات و استعدادهاي خود را به كار مي گيرند تا به موفقيتها و نتايجي تازه، چه براي خود و چه براي ديگران، دست يابند. « آنتوني رابينز »
برخي از ما بحث را با مشاجره و بوكس بازيهاي لفظي اشتباه مي گيريم، در حاليكه راههاي ظريفانه تر و مؤثرتري براي از بين بردن مقاومتها وجود دارد. « آنتوني رابينز »
در
بسياري از موارد، اگر كاري را به دقت مانند گذشته انجام دهيم، برايمان
راحت تر است. اما آنچه آسانتر است، بيشتر وقتها از همه بدتر است. « آنتوني رابينز »
لزومي ندارد كه افراد به درستي مانند هم باشند تا با هم صميمي شوند، بلكه
بايد به تفاوت ديدگاههاي يكديگر توجه و در عين حال به هم احترام بگذارند.
« آنتوني رابينز »
هر گاه گرفتن تصميم مهمي را دشوار يافتيد، بدانيد كه علتش تنها يك چيز است و آن اينكه تصور روشني از ارزشهاي خود نداريد. « آنتوني رابينز »
اگر توجه مان را به چيزي جلب كنيم كه از آن وحشت داريم، به يقين همان بلائي كه از آن مي ترسيم، بر سرمان مي آيد. « آنتوني رابينز »
محدوديتها فقط در ذهن وجود دارند. پس هر وقت محدوديتي به ذهنتان رسيد، بي درنگ آن را از مغز خود بيرون كنيد. « آنتوني رابينز
به خاطر داشته باشيد كه حواس خود را به هر چه متوجه كنيم همان را به دست مي آوريم. « آنتوني رابينز »
اگر مراقب سلامت خود نباشيد، مشكل است كه بتوانيد از عواطف خود بهره مند شويد. « آنتوني رابينز »
گاهي بايد بياموزيم كه چگونه ارزشهاي ناسازگار را با يكديگر آشتي دهيم. « آنتوني رابينز »
براي هر يك از ما در هر زمان، امكاناتي موجود است تا زندگي خود را بهتر سازيم. « آنتوني رابينز »
در زمانهاي تصميم گيري است كه سرنوشت ما رقم زده مي شود. « آنتوني رابينز »
مسئوليت قبول كن، بگذار هرچه ميخواهد پيش بيايد. « آنتوني رابينز »
پرسشهاي ما، افكار ما را مي سازند. « آنتوني رابينز »