كريمي مشاور بيمه

مشاور شركت بيمه پارسيان

محمدصابر شريفي

۴۲ بازديد ۰ نظر

قطاري كه در تونل مي دود

خودش را از انگشت هاي اشاره دزديده است

مي ترسد از شب

سياهپوستي كه دست هايش را پيدا نمي كند

مي ترسد از مه

سفيدپوستي كه پاهايش را حدس نمي زند

شمردن واگن ها غم انگيز است

وقتي هيچ قطاري كسي را بر نگردانده

شمردن انگشت هاي خنثي كنندۀ مين

شمردن پاهاي يك ديابتي

غم انگيز است

به كيلومترها آن طرف تر اشاره كني و همه

دو قدمي ات را ببينند.


پل الوار

۳۸ بازديد ۰ نظر

من اما اينك از سخن گفتن احساس پيروزي مي‌كنم
و روشن‌تر و زنده‌تر مغرورتر و بهتر
نزديك‌تر به خورشيد و مطمئن‌تر از بقا
در من كودكي زاده مي‌شود كه از اهالي امروز نيست

كودكي هميشه از بوسه‌اي يكتا
بي‌خيال‌تر از پروانه نخستين
كه سحرگاهان بهار او را يكي لحظه هديه مي‌كند
و آنگاه كه كودكي از خرابه‌ها سر بر مي‌آورد
مرگ  بر او چيره مي‌شود

و در پسِ  پشت او
ويرانه‌ها و شب
رنگ مي‌بازند.


وحيد عمراني

۴۰ بازديد ۰ نظر

اين ظهور شگفت

اين جنگل هاي عظيم انبوه

با درختان شكوهمند

كه همچون سرداراني چيره

فاتح و بلندبالا

سر بر آسمان مي سايند

تعبير خوابيست كه در آغاز

بذري كوچك ديد

در تاريكخانۀ نمناك خاك.


عليرضا روشن

۳۷ بازديد ۰ نظر

وقتي ندانم كجايي

به هر راه كه روم

گمراهم.


رضا محمدزاده

۴۲ بازديد ۰ نظر

واژه ها

نا امن اند

و لبها مشكوك

از نگاهم بخوان

دوستت دارم.


ايرج زبردست

۳۳ بازديد ۰ نظر

شب در خم گيسوي تو عابر مي شد

با هر نفست بهار ظاهر مي شد

اي فلسفۀ شگفت، افلاطون هم

با ديدن چشمان تو شاعر مي شد


نزار قباني

۳۹ بازديد ۰ نظر

همۀ آنهايي كه مرا مي شناسند

مي دانند كه چه آدم حسودي هستم

و همۀ آنهايي كه تو را مي شناسند ...

لعنت به همۀ آنهايي كه تو را مي شناسند!


بيژن ارژن

۳۶ بازديد ۰ نظر

من شب بودم، تو ماه تنهايي من

تنهايي تو، پناه تنهايي من

صبحي شدي و سپيد پاشيده شدي

بر ديوار سياه تنهايي من


جليل صفربيگي

۴۲ بازديد ۰ نظر

دريايي تو

نمي شود بغلت كرد

بوسيد

تنها بايد در تو غرق شد.


ناظم حكمت

۳۶ بازديد ۰ نظر

نه در نگاه اول

بلكه عشق در آخرين نگاه است

زماني كه مي‌خواهد از تو جدا شود

آن گونه كه به تو مي‌نگرد

به همان اندازه دوستت داشته است.